محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
121
تحفه خانى ( فارسى )
كه او ربّما مخالط جوهر عضو است و سلع متميز است و غلافى و كيسه دارد و ورم سوداوى سه قسم است يكى صلابت است و او را بعبارت يونانى سقيووس « 1 » مىنامند و ديگر سرطانست و ديگر انواع غدد است كه ماده بواسطه كه استحكام سوداى تعقّدى يافته است و آن عبارت از هر غده « 2 » است از اعضا كه او مبّريست از عضو و متمكن در محل خود ليكن بتحريك از جاى خود مىخيزد بخلاف عقد كه او بتحريك از محل خود نمىخيزد و از جمله غدد است خنازير كه در عنق و ابط و اربيه حادث مىشود و فرق ميان صلابت و سرطان آنست كه صلابت را و وجع نيست و سرطان شديد الوجع است و فرق ميان اين دو و ميان اجناس غدد آنست كه غدد مبريست « 3 » از محل يا متشبث به ظاهر عضو است و صلابت و سرطان مداخل و مخالط جوهر عضو است و ديگر ورم مائى كه از ماده غير ذو قوام است مثل استسقاء زقى قيله كه آن عظم بيضها است و سببش مائيه است و ورم ريحى دو قسم است تهيّج است و ثانى نفخه و فرق ميان اين هر دو آنست كه ريح از تهيّج مخالط جوهر عضو نيست و مقاوم جنس و وضع اصبع نيست و ممتنع « 4 » نيست بخلاف نفخه كه به وضع يد متفرق نمىشود و مجتمع است و از جمله اورام بثور است و اقسام او اقسام اورام است زيرا كه بثور اورام صغار است و مآل « 5 » هر ورم يكى از سه چيزست يا صلابت با جميع مدّه است يا تحلّل و مر هر ورم را اوقات اربعه است كه آن ابتدا و تزيد و انحطاط و انتهاست و ابتدا عبارت از زمانيست كه درو دفع
--> ( 1 ) ن - سوداست 12 ( 2 ) ن - عدد 12 ( 3 ) ن - متمرست ( 4 ) ن - متجمع ( 5 ) ن - مادّه